آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
356
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
شاهنشاه قرار داشتند . اقطاعات هر يك از واسپوران ايرانى نيز بر خلاف عهد اشكانيان همه در يك جا جمع نبود ، بلكه در تمام اكناف مملكت پراكنده شده بود . و از همه اين امور نتيجه چنين شد ، كه نجبا نميتوانستند ، بتسلطى كه سابقا داشتند ، نائل شوند . اما مانند زمان اشكانيان نجباى ملوك الطوايف در عين حال نجباى دربارى هم بشمار مىرفتند . بعضى از مناصب مهمه در هفت دودمان نخستين موروث بود و چون كمكم تشكيلات ادارى بر اصول ملوك الطوايفى غلبه يافت ، نجباى ملاك عادت برين جارى كردند ، كه مناصب عاليه غير موروثه دولتى را به خود تخصيص دهند . بدينطريق قدرت خود را محفوظ داشتند و الا در نتيجه سير تكاملى دولت به كلى قدرت از آنها سلب ميشد . جانشينان شاهپور دوم غالبا اشخاص كم لياقتى بودند و بدين مناسبت پس از مرگ اين شاهنشاه ، دورهء 125 سالهاى پيش آمد ، كه شاه و بزرگان مملكت بر سر حكمرانى با هم در كشمكش بودند اشراف درجهء اول ، دست بدست روحانيان داده ، مجددا براى قدرت سلطنتى خطرى ايجاد كرده بودند . از منابع موجودهء تاريخى تفصيل منازعات شديديرا ، كه طبقه مغان با پادشاهان وقت به منظور حفظ اقتدار خويش ميكردند ، نمىتوان بدست آورد . فقط با رواياتى ، كه از كتب مختلف التقاط نمودهايم ، مىتوانيم تا اندازهء بجريان و تحولى پى ببريم كه روحانيان را به پشتيبانى تشكيلات ديوانى ملوك الطوايفى باوج قدرت رسانيده بود . ازين منابع بطور مبهم آشكار است ، كه بين دو طرز فكر متفاوت راجع بروابط بين مقام سلطنت و رياست عاليه روحانى جدالى وجود داشته است ، يعنى طرفداران هر يك از اين دو فكر رابطهء بين پادشاه و رئيس روحانيان را طورى تشخيص مىدادند . سلاطين ساسانى خود را در كتيبهها هميشه پرستندگان مزداه